دين فردا

دين فردا

مصطفي حسيني طباطبايي

با دينداري نبايد ستيزه كرد زيرا چنانچه گذشت. گرايش به دين در “وجدان جهاني” جاي دارد و در همه جا مظاهر آن ديده مي‌شود و هيچ قدرت نظامي يا انديشة فلسفي يا نگرش علمي، نتوانسته‌است ريشة دين‌باوري را بر كند و يا رسوم آنرا بكلي بر اندازد! اما دينداري هم مانند ديگر پديده‌هاي طبيعي، آفاتي دارد كه آنرا بيمارگونه مي‌كند. بايد آفتها را شناخت و با آنها به مبارزه برخاست. نزاع با ديگران دربارة بنياد دين، درست نيست وبجايي هم نخواهد رسيد.

ادامه نوشته

سرود ایثار

                                    سرود ایثار

چه خوش باشد که باایمان بمیریم                 برای دوست جاویدان بمیریم

چه خوش باشد میان سنگر حق                   برای یاری قرآن بمیریم

چه خوش باشد که چون صدیق اکبر               براستی در ره ایمان بمیریم

چه خوش باشد عمرگونه به محراب                درون خانه رحمان بمیریم

چه خوش باشد که چون عثمان مظلوم           به وقت خواندن قرآن بمیریم

چه خوش باشد علی گونه به مسجد              به زیر تیغ نااهلان بمیریم

چه خوش باشد که چون بوذر و سلمان            برای خالق یزدان بمیریم

چه خوش باشد بسان ابن زهرا                      به صحرا با لب عطشان بمیریم

چه خوش باشد مثال بوحنیفه                        به زیر دار زندانبان بمیریم

چه خوش باشد که همچون ابن حنبل              برای ماندن قرآن بمیریم

چه خوش باشد بسان شیخ بنا                      برای عزت اسلام بمیریم

چه خوش باشد که همچون سید قطب             به وقت مرگمان خندان بمیریم

چه خوش باشد مثال اعلی مودود                   به وقت مرگ حق گویان بمیریم

چه خوش باشد که چون شهید خالد                به زیر تیر و رگباران بمیریم

سیاست بین نص و مصلحت

بسم الله الرحمن الرحیم

سیاست بین نص و مصلحت


بقلم العلامة الدكتور القرضاوي

مترجم : عبدالرؤف رنگیان aboaboobakr@yahoo.com

 

از نقاط مهمی که بسیاری از متجددین و دین گریزان از آن صحبت می کنند، ارتباط بین دین و سیاست می باشد زیرا که می پندارند دین، سیاست  را مقید می نماید و آن را از پیشرفت باز می دارد خصوصا زمانیکه از دین اینگونه برداشت می شود که تنها ملتزم به نصوص جزئی و تفصیلی از کتاب و سنت است.

در حالیکه سیاست نیازمند فضای وسیعی برای حرکت و نگریستن در مصالح و مفاسد و موازنه بین آنها در صورت متعارض بودن دارد  و همچنین نیاز به ظاهر آرایی و مکر و حیله با دشمنان دارد که دین به تمام این رخصت ها و سهل انگاری ها برای پیروانش  اجازه نمی دهد و بدینوسیله همیشه دشمنان دین پیروز می شوند زیرا که آنها ملزم به هیچگونه قید و بندی نمی باشند و در حالیکه ما مسلمانان در بند اوامر و مناهی اسیر و گرفتاریم.

ادامه نوشته

آیا حضرت یوسف علیه السلام ازدواج کرده است؟

آیا حضرت یوسف علیه السلام ازدواج کرده است؟

آیا حضرت یوسف علیه السلام ازدواج کرده و از او فرزندانی به جای مانده اند؟ و آیا از بین فرزندانش، کسی پیامبر بوده است یا نه؟ و آیا از قرآن و سنت، دلیلی برآن وجود دارد؟ چون خیلی از مردم معتقدند که زلیخا، زن عزیز مصر، مسلمان شده و خداوند جوانیش را به او برگردادنده و یوسف علیه السلام او را به ازدواج خود در آورده، آیا این صحت دارد؟

جواب:

مورخین و مفسرین نقل میکنند که یوسف علیه السلام زلیخا را بعد از اینکه توبه کرده، به ازدواج خود در آورده و نیز روایت کرده اند که زلیخا دو فرزند برای یوسف بدنیا آورده.

محمد بن اسحاق میگوید:

" هنگامی که یوسف به پادشاه مصر گفت: ( اجعلنی علی خزائن الارض إنی حفیظ علیم ) یعنی: مرا بر خزانه های زمین بگمار، به درستی که من بسیار حفاظت کننده و عالم به آن هستم. پادشاه مصر گفت: به تو سپردم! و او را به جای إطفیر بر خزائن گمارد و إطفیر را برکنار کرد. خداوند میفرماید: ( و کذلک مکّنّا لیوسف فی الارض یتبوأ من حیث شاء ).

ذکر شده که إطفیر در همان شبها از دنیا رفت و پادشاه، زن إطفیر را که اسمش راعیل بود به ازدواج یوسف در آورد. به نظر عده ای، راعیل را به علت اینکه إطفیر به زنان نزدیک نمیشد، هنوز دختر میدانستند. یوسف با او ازدواج کرد و راعیل دو پسر برایش به دنیا آورد: أفرائیم بن یوسف و میشا بن یوسف. أفرائیم پدر نون است و نور پدر یوشع بن نون، و همچنین پدر ( رحمة ) است که زن ایوب علیه السلام بود. " روایت ابن اسحاق تمام شد.

وقتی که حکایت محمد بن اسحاق از قصه های تاریخی قدیمی است، و برای آن سند متصلی پیدا نمیشود و ظن غالب بر این است که این داستانها را از علمای اهل کتاب ( یعنی یهود و نصاری ) گرفته است، ما نه می توانیم آن را تصدیق و نه می توانیم آن را تکذیب کنیم، و ما نیز آن را به عنوان یک حکایت نه چیزی دیگر، حساب میکنیم و علم به حقیقت این امر را به خداوند عزوجل واگذار میکنیم.

بخاطر اینکه مشغول شدن به این غرائب و تفاصیل حالاتی که متعلق به امور دین و رسالت آن نیست، و نیز از مشغول شدن به آن نیز هیچ فایده ای انتظار نمیرود، بهتر این است که به آن مشغول نشویم و به همین خاطر نیز تفصیل آن در روایات که نیامده، بلکه در دین نیز از آن ذکری به میان نیامده، و اگر این امر از اموری بود که فهمیدنش نفعی برایمان داشت، شایسته بود که توسط رسول الله صلی الله علیه و سلم، خبرش به ما برسد.

شهرعسلویه

(اخــــــبارعســـــلويه )

خداوند به همه توفیق دهد تا بتوانیم طبق فرامین خودش بیش برویم

ونمونه ای بارز در تقوی وخدا ترسی باشیم



 

عسلویه . . فریادرسی هست!؟

نامی زیبا كه در همه جای دنیا می درخشد. عسلویه شهری بود كه همه در زیر سایه  مهر و محبتش عشق می‎ورزیدیم . عسلویه نامی بی پایان است. عسلویه با توجه به اسم خود معانی زیادی ازخوبیها را جلوه می‎دهد .  پس چه شده امروز !؟ چرا باید عسلویه را به چند درهم بی ارزش فروخت !؟

همه كس خدمت می‎كند ولی برای چی ؟ برای هر چه بهتر شدن , اما آیا بهتر شد ؟ از لحاظ معنوی كه صفریم!! (دشمنی ,  حسد , بغض , كینه , ریاء و . . .) اما ازلحاظ مادی چه بگوییم كه نگفتنش به از گفتنش . .

عزیزان  خصوصاً شورای عزیز به داد این شهر برسید , ائمه جمعه و محصلین بزرگوار  وظیفه خود را بشناسید , مسئولین محترم خدایی هست , كتابی هست , حسابی هست ؛ اگر امروزه آبرو و ناموس كسی برود علتش شمایید ، اگر جهنمی شود مقصر شمایید ، شما متحمل گناه و جواب گوی آبرو رفته وخداوند هستید , محال كه خداوند بگذاره آبروی كسی از بین بره و با كسانی كه علت از بین رفتن آن بوده برخورد نكند ، شاید امروز نه . . شاید فردا نه . . شاید یكسال نه و شاید ده سال نه ، ولی بالآخرة نمایان می‎شود.

همه شاهد بودیم که مصر بعد از طی 30سال بالآخره حسنی مبارک و اتباع وی ، پوچ و بی ارزش و مورد توهین مردم مصر با این جمعیت قرار گرفتند ، چه نصیب او شد ، مال؟ . . ثروت؟ . . مقام ؟ . . به فرض مثال اگر همه اینها نصیب او می‎شد با دل مضطرب ، سرگردان و متحیر خود چه کار کند ، مردم که از گرسنگی نمردند و حق خودشان را گرفته اند.

عزیزان به خود آیید و خود را دریابید ، که مدت دنیا کوتاه است . من نمی‎خواهم کسی را انتقاد کنم ولی می‎خواهم اصلاح شویم ، شهر خود را آباد کنیم هنوز فرصت هست ، بیایید کار کنیم ، بیایید خوبی کنیم . . شورای عزیز به خدا قسم مسئولیت شما خیلی سنگین است ، اگر واقعاً نمی‎توانید کار کنید ، دست بکشید.

دين خود را مفروش

إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ

وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (۷۷ ال

عمران)

 کسانی که بیمان الهی و سوگندهای خود (به نام مقدس او) را به بهای

ناجیزی می فروشند، انها بهره اي نخواهند داشت؛وخداوند با انها سخن

نمي گوید وبه آنان در قیامت نمی نگرد وآنها را از(گناه) باک نمی سازد؛ و

عذاب دردناكي خواهند داشت

دین

با ارزشترین جيز نزد خداوند ، دين است ، حتي با ارزشتر است از

رسول خدا دین خود را به خاطر کالای بی ارزش دنیا مفروش ،

چرا که به خاطر این دین خونها وجانهای فدا شده است